تبلیغات
حماسه عشق - دلم بقیع می خواهد... زیارت حضرات ستارگان آل الله...
کاش کبوتری بودم
مثل کبوتران بقیع
همانان که در غربت
ندای عاشقانه سر می دادند
حریم حضرات ستارگان آل الله را هر صبح و شام درک می کردند
و از آن هوای خوش استشمام می کردند
اینجا
در این شهر بی وفائی ها
نفس کشیدن سخت است...




دلم تنگ است
دل این روزها بقیع می خواهد...
می گویند
آرزو بر جوانان عیب نیست
اروزی ما هم این گونست
این روزها ارزوها همش دنیاست
آرزوی من بقیع
خدایا
می شود آیا
روزی تقدیرم آرامیدن در آن جوار حضرت مادر
غریبانه
اوج مظلومیت
بی سنگ قبری
حتی بی یک اشنا
می شود قبر من نیز
مثل جدم حسن سجاد باقر و صادق ال محمد(ص)
بی هیچ نشان
یکه و تنها
بالایش سرشار از خاک
بدون یک سنگ
بدون یک نوشته
می شود روزی دیدار آقاجان
پدربزرگرم انجا
فردای قیامت نمی گوید
بی فوائیست
عجب نوه ای
یک بار هم نیامد بر سر مزارم فاتحه ای خواند
می شود آیا
پدربزرگ جائی برایم ان جا دست و پا کنی ، کنار بگذاری آیا...
خسته ام
ازین شهر شلوغ
پر از سکوت
مملو از تلخی
شهری پر ز بیوفائی
نبودن حضرت یار
دلم بقیع می خواهد
غربت ان جا
دلم اشک می خواهد
در دل شب روی قبر جدم مجتبی
می شود آیا
روزی ازین عمر مانده باشد
قسمتم آنجا
مدینه
بقیع
مسجد الرسول
پیاده رفتن در آن بهشت دنیا
دل بقیع می خواهد
از مادرم زهرا
حجت الله علی الحجج
انکه خدا همه عالم و علی(ع) و محمد (ص) را برای او خلق کرد
دلم مادرم را می خواهد
نوازش های مادرانه اش
چادر سیاه اما خاکی اش را
اشک هایم را هیچکس نمی بیند
می خواهم دستان حضرت مادر را
از سر مهر محبت دلسوزانه
گونه های خیسم نوازشش و پاک کردن قطراتش را
خدایا
دل خسته ام بسیار
دل خون است بسیار
دنیا
برای اهلش
قستمان خواهی کرد زیارت آقا؟؟
زیارت قبر مادر
می دانم پدیدار نیست
نمی دانند
اما این را هم می دانم
دلم مرا به انجا خواهد کشاند
حتی اگر نبینم ندانم
پاهایم مرا به سر مزارش خواهد برد
دلم غریبی می خواهد
غربت
اما میان آن ستارگان آل الله
دل که بقیع خاست
نباید دادش
باشد بسوز دل
بسوز
که سوز تو کارها می کند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا می کند
خدایا
دلم کربلا میخاست
سال گذشته
باورم نمیشد قسمتم کردی
زیارت شش گوشه
هنوز که هنوزست باورم نمی شود
دست کشیده ام بر ضریح حضرت عشق
آقایم حسین (علیه السلام)
چه قرارها میان ما پدید امد بسیار
تو اگر بخواهی هرکاری می شود
شاید ان روز عاشق بودم
قسمتم کردی
امروز نفس است
دیدار بقیع
نمی دانم
اما دلم دیگر طاقتی ندارد
نفس کشیدن ها سخت است بسیار
خدایا
دلم مادرم می خواهد
چادرش را برای اشک ریختن ها
در دل دشب یکه و تنها بسیار
خدایا
آرزو بر جوانان عیب نیست
و تو حضرت کرامت حضرت جانان
گفتی ادعونی
حاجتم گفتم
استجب با شما
به همراه سفارش مادرم زهرا بسیار....



طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: دل تنگ بقیع است...،

تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : طلبه سادات | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.