تبلیغات
حماسه عشق - روضه خانم فاطمه بنت الحسین(علیه السلام)
بسم رب الحسین (علیه السلام)

امسال روضه خانوم فاطمه بنت الحسین
خیلی دلم رو اتیش زد و سوزوند
به روایتی مینویسم
کاش ما هم جزء روضه خونای اهل بیت اسممون رو بنویسن
هرکی دلش.... التماس دعا

السلام علیک با فاطمه بنت الحسین...


وقتی
حضرت اباعبدالله به شهادت رسیدند و دشمنان به سمت خیمه ها روانه شدند
خیمه ها رو سوزاندند و به غارت اموال و ...   خدا لعنتشون کنه ، خدا عذابشون رو بیشتر کنه
خانوم فاطمه بنت الحسین (س)
دختر جوانی بودند
اومدند نزد عمه بزرگوارشان حضرت زینب (س)
عرضه داشتند:
عمه جان الان که سربازان دشمن به خیمه ها زدند
ما دختران جوان چه کنیم؟؟ یک وقت توهینی اهانتی ....
ما رو به کنیزی و بردگی نگیرند و ...
الله اکبر
خدایا چه کردی با ال خودت
ناموس پیغمبر(ص)
یا فاطمه زهرا(س)
سبحان الله...

حضرت زینب فرمودند
شما و دختران جوان کنار خودم باشید و از پیش من جائی نرید

عمه جان
کوه صبر
یاور امام سجاد
شما اگه نبودی کربلا چه اتفاقی می افتاد
جانم فدای شما
این جان ناقابل ما فدای شما عمه سادات

زینب اگر کربلا نبود چه میشد خدا خدا خدا

کمی دلگرم شدند دختر بزرگوار امام حسین (ع)

ناگهان دیدند
عده ای از سربازان دشمن به سوی آنها به سرعت می آیند
ترسیدند و فرار کردند

خدایا نامس پیامبر ، در غروب عاشورا بیابان های کربلا
تنها و بیکس

کجاست ابوالفضل العباس(ع)
خدایا این لحظه عباس چه میکرد



خدای من
تو هرکه را دوس داری اینگونه بااو عشقبازی می کنی؟؟؟
وقتی دست جدمان علی را هم بستند
امر بر سکوتش نمودی
و به مادرمان فاطمه زهرا(س) اهانت و جسارت...

خدایا سبحان الله...

خانوم فاطمه بنت الحسین با شدت ترس پا به فرار گذاشت
به نظر شما زمین نمی خورد؟؟ چند بار زمین خوردند
از ترس خودشون رو روزی زمین...
دستانشون پاهاشون زخمی شد

دخترای شهیدی سایه پدر بالاسرتون نیست
نگاه سنگین نامحرم عذابتون میده

دخترائی که هرجائی به هر دلیلی حضور دارید
عفتتون پاکدامنیتون رو به دست خدا بسپارید

خدا که هست
حسین قربانی خدا شد
شهید شد
خودش نگهبان و حافظ اهل بیتش هست

ترسیدند خانوم اون لحظه فقط توکل کردند
تو سختیا تو گرفتاری ها فقط توکل کنیم

گفت وا محمدا...
وا محمدا...
وا محمدا...

ناگهان دل این نامرد بی حیا لرزید
گفت کاریش نداشته باشید
نام جدش را برد
نام پیامبر را...

بی حیای نامرد تو میدانی این فرزند پیامبر است و اینگونه...
نامس پیامبر را خوب حرمت نگه داشتید

به خانوم گفتن هرچه دارید از زیورالات باز کنید و بدهید

خانوم فاطمه بزرگوار
شاید دستانشون میلرزید
نفس نفس میزدند
چشمانشون خیس بود
هق هق صدایشون

ایشون مصیبت دیده بودند
الله اکبر
پدرشون رو جلوی چشمانشون سر بریده بودند
الله اکبر
 
خانوم اروم اروم شایدم نمیتونست
مشغول باز شدن گردن بند و دستبندی چیزایی که داشت شد

یک هو دید
خدایا منو ببخش

نامرد بیحیا
افتادن رو پای ایشون

دارن خلخال باز میکنن

خدایا حضرت عیرت عباس کجا بود اون لحظه

چه میکنی با ال خودت خدای من

خانوم پاشون رو کشیدند این ها را باز کردند و انداختند جلوی اونها

دیدند دارن گریه میکنن
پرسیدن دیگر چرا گریه میکنید

کفت شما نواده پیغمبرید

شاید دل خانوم رو بیشتر سوزوند این حرف
گفتن شما میشناسید ما رو و اینگونه جسارت می کنید

معرفت این ادم رو باید دید چقدر پست و بیوفا
گفت اگه من نگیرم دیگری خواهد گرفت

گاهی تو زندگیمون خیلی سختی میکشیم خیلی وقتا بدجور دلمون میگیره
میگیم خدایا چرا ما
چرا ما نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کاش بودیم و جانمون رو فدای این بزرگواران می کردیم

خدایا یک روز از عمر ما هم باقی بود
ظهور آفامون برسان انتقام خون حسین انتقام مصیبت های عمه مان خانوم زینب و این جسارت ها را بگیریم

اصلا بهشت نمیخواهیم ما را با انها در جهنم جایمان ده اما بگذار
لحظه لحظه انتقام بگیریم ازین دیو صفتان بی حیا

فرشته عذابشون بشیم

وقتی مصائب اباعبدالله رو میخونیم تازه میفهمیم چقدر این دنیا بیوفاست
اینجا جای ما نیست

فقط 2 تا حرف دارم

اول اینکه همیشه به خدا توکل کنیم و پاکی و عفتمون رو به دست خودش بسپاریم هیچوقت نزاریم امانت خدا حتی به یک نگاه به یک حرف ....
و دوم اینکه هر وقت دلمون شکست دلمون رو خون کردند این غافلان دنیایی اسیران ملعون
وقتی چادر حضرت مادر بر سر هست
وقتی به جرم پامی و عفت تمسخر می شویم ، یادی کنیم از مصائب خانوم فاطمه بنت الحسین ، دلمون قدری آرام شود و امید انتقام سختی هامون رو کنار زند
ان شاءالله
التماس دعا






طبقه بندی: روضه حسینی،
برچسب ها: خانم فاطمه بنت الحسین،

تاریخ : یکشنبه 2 آذر 1393 | 11:27 ق.ظ | نویسنده : طلبه سادات | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.